außerplanmäßig
خارج از برنامه، غیرمنتظره، خارج از برنامه زمانی
Bedeutungen
1
چیزی که خارج از برنامه یا زمانبندی تعیین شده رخ میدهد؛ غیرمنتظره یا اضافی.
- Es gab eine außerplanmäßige Sitzung des Vorstands.یک جلسه فوقالعاده هیئت مدیره برگزار شد.
- Der außerplanmäßige Stopp des Zuges sorgte für Verwirrung.توقف غیرمنتظره قطار باعث سردرگمی شد.
- Wir mussten außerplanmäßig mehr Geld ausgeben.ما مجبور شدیم به طور غیرمنتظرهای پول بیشتری خرج کنیم.