außersprachlich
غیرکلامی، فرازبانی
Bedeutungen
1
چیزی که فراتر از زبان یا خارج از حوزه ارتباطات کلامی قرار دارد؛ شامل حرکات بدن، حالات چهره، لحن صدا و غیره.
- Die Körpersprache ist ein wichtiger Teil der außersprachlichen Kommunikation.زبان بدن بخش مهمی از ارتباطات غیرکلامی است.
- Manche Gefühle können nur durch außersprachliche Signale ausgedrückt werden.برخی احساسات را فقط میتوان از طریق نشانههای غیرکلامی بیان کرد.
- Der Lehrer achtete auf die außersprachlichen Reaktionen seiner Schüler.معلم به واکنشهای غیرکلامی شاگردانش توجه کرد.