auditieren
ممیزی کردن، حسابرسی کردن
Beispiele
- Sein Job war ''auditieren,'' nicht optimieren.شغل او "ممیزی کردن" بود، نه بهینه سازی.
- Bis 2015 sollen vier Gruben ''auditiert'' werden", heißt es im Bitter Coal- Bericht.طبق گزارش "بیتِر کول"، "تا سال 2015 باید چهار معدن "ممیزی" شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بررسی و ارزیابی رسمی سیستمها، حسابها یا فرآیندها برای اطمینان از صحت و انطباق با استانداردها
- Das Unternehmen lässt seine Bücher jährlich auditieren.شرکت هر ساله دفاتر حسابداری خود را حسابرسی میکند.
- Wir müssen die Prozesse auditieren, um die Qualität zu sichern.ما باید فرآیندها را ممیزی کنیم تا کیفیت را تضمین کنیم.