auditieren

Aussprache: /aʊ̯diˈtiːʁən/
Wortzerlegung: au·di·tie·ren
فعل

ممیزی کردن، حسابرسی کردن

Beispiele

  • Sein Job war ''auditieren,'' nicht optimieren.شغل او "ممیزی کردن" بود، نه بهینه سازی.
  • Bis 2015 sollen vier Gruben ''auditiert'' werden", heißt es im Bitter Coal- Bericht.طبق گزارش "بیتِر کول"، "تا سال 2015 باید چهار معدن "ممیزی" شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بررسی و ارزیابی رسمی سیستم‌ها، حساب‌ها یا فرآیندها برای اطمینان از صحت و انطباق با استانداردها

  • Das Unternehmen lässt seine Bücher jährlich auditieren.شرکت هر ساله دفاتر حسابداری خود را حسابرسی می‌کند.
  • Wir müssen die Prozesse auditieren, um die Qualität zu sichern.ما باید فرآیندها را ممیزی کنیم تا کیفیت را تضمین کنیم.