auf Achse sein

Aussprache: /aʊ̯f ˈaksə zaɪ̯n/
Worttrennung: auf· Ach·se ·sein
اصطلاح

در سفر بودن، مشغول بودن، سرگرم بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای در سفر بودن، در حال رفت و آمد یا مشغول انجام کاری در خارج از خانه یا محل کار است. اغلب به معنای داشتن فعالیت زیاد و عدم حضور در یک مکان ثابت است.

  • Mein Vater ist als Handelsvertreter ständig auf Achse.پدر من به عنوان نماینده فروش، دائماً در سفر است.
  • Ich bin die ganze Woche schon auf Achse, ich brauche dringend eine Pause.من تمام هفته در حال رفت و آمد بوده‌ام، به شدت به استراحت نیاز دارم.
  • Sie ist immer auf Achse, man sieht sie selten zu Hause.او همیشه مشغول است، به ندرت او را در خانه می‌بینیم.