auf Anhieb
در همان اولین تلاش، بلافاصله، از همان ابتدا
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری موفقیتآمیز در اولین تلاش، بدون نیاز به تکرار یا تلاش بیشتر؛ بلافاصله.
- Sie hat die Prüfung auf Anhieb bestanden.او در همان اولین تلاش در امتحان قبول شد.
- Das Lied gefiel mir auf Anhieb.این آهنگ از همان ابتدا نظرم را جلب کرد.
- Er hat die Aufgabe auf Anhieb verstanden und gelöst.او فوراً مسئله را فهمید و حل کرد.