auf Anhieb

Aussprache: /aʊ̯f ˈanhiːp/
Worttrennung: auf· An·hieb
اصطلاح

در همان اولین تلاش، بلافاصله، از همان ابتدا

Bedeutungen

1

انجام دادن کاری موفقیت‌آمیز در اولین تلاش، بدون نیاز به تکرار یا تلاش بیشتر؛ بلافاصله.

  • Sie hat die Prüfung auf Anhieb bestanden.او در همان اولین تلاش در امتحان قبول شد.
  • Das Lied gefiel mir auf Anhieb.این آهنگ از همان ابتدا نظرم را جلب کرد.
  • Er hat die Aufgabe auf Anhieb verstanden und gelöst.او فوراً مسئله را فهمید و حل کرد.