auf Draht sein

Aussprache: /aʊ̯f dʁaːt zaɪ̯n/
Worttrennung: auf· ·Draht ·sein
اصطلاح

حواس‌جمع بودن، آماده‌باش بودن، تیز و بز بودن

Bedeutungen

1

به معنای هوشیار، زرنگ، آماده و متمرکز بودن است. فردی که است، به سرعت متوجه اطراف خود می‌شود و می‌تواند به موقع واکنش نشان دهد.

  • Der neue Mitarbeiter ist wirklich auf Draht und lernt schnell.کارمند جدید واقعاً حواس‌جمع است و سریع یاد می‌گیرد.
  • Sei auf Draht, wir wissen nie, wann der Chef kommt!حواست را جمع کن، هیچ‌وقت نمی‌دانیم رئیس کی می‌آید!
  • Nach dem Kaffee war ich wieder richtig auf Draht.بعد از قهوه، دوباره کاملاً هوشیار و آماده شدم.