auf Granit beißen

Aussprache: /aʊ̯f ɡʁaˈniːt ˈbaɪ̯sn̩/
Worttrennung: auf· ·Gra·nit ·bei·ßen
اصطلاح

به بن‌بست خوردن، با مقاومت سرسختانه روبرو شدن

Bedeutungen

1

با مانع یا مقاومتی بسیار سرسختانه و غیرقابل نفوذ روبرو شدن که تلاش‌ها را بی‌نتیجه می‌گذارد.

  • Seine Vorschläge stießen auf Granit, da niemand bereit war, etwas zu ändern.پیشنهادات او با مقاومت شدید روبرو شد، زیرا هیچ‌کس حاضر به تغییر نبود.
  • Wir haben versucht, die Regeln zu ändern, aber bei der Bürokratie beißen wir auf Granit.ما سعی کردیم قوانین را تغییر دهیم، اما در برابر بوروکراسی به بن‌بست خوردیم.
  • Der Verkäufer versuchte, den Preis zu senken, aber der Kunde biss auf Granit.فروشنده سعی کرد قیمت را کاهش دهد، اما مشتری با مقاومت سرسختانه‌ای روبرو شد.