auf Holz klopfen

Aussprache: /aʊ̯f hɔlt͡s ˈklɔpfn̩/
Worttrennung: auf· ·Holz ·klop·fen
اصطلاح

به تخته زدن (برای دور کردن بدبختی یا چشم نخوردن)

Bedeutungen

1

عملی برای دفع بدشانسی، چشم زخم یا برای ابراز امیدواری به اینکه وضعیت خوب فعلی ادامه یابد و بدتر نشود.

  • Bisher läuft alles gut, aber ich klopfe lieber auf Holz.تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته، اما ترجیح می‌دهم به تخته بزنم (برای بد نشدن اوضاع).
  • Wir haben die Prüfung bestanden, auf Holz klopfend, dass wir auch die nächste bestehen.ما در امتحان قبول شدیم، به تخته می‌زنیم (امیدواریم) که در امتحان بعدی هم قبول شویم.
  • Das Geschäft läuft besser als erwartet. Klopf auf Holz!کسب و کار بهتر از حد انتظار پیش می‌رود. به تخته بزن (برای چشم نخوردن)!