auf Krawall gebürstet sein

Aussprache: /aʊ̯f kʁaˈval ɡəˈbʏʁstət zaɪ̯n/
Worttrennung: auf· ·Kra·wall ·ge·bürs·tet ·sein
اصطلاح

به دنبال دعوا و جنجال بودن، آماده درگیری بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای تمایل یا آمادگی برای شروع درگیری، دعوا یا ایجاد سروصدا و آشوب است. فردی که این‌گونه است، معمولاً تحریک‌پذیر است و به دنبال فرصتی برای مشاجره می‌گردد.

  • Nachdem er zu viel getrunken hatte, war er sofort auf Krawall gebürstet.بعد از اینکه او زیاد نوشیده بود، بلافاصله آماده دعوا و جنجال بود.
  • Der betrunkene Mann schien auf Krawall gebürstet zu sein und suchte Streit.مرد مست به نظر می‌رسید که دنبال دعواست و در پی درگیری بود.
  • Wenn er so gereizt ist, ist er immer auf Krawall gebürstet.وقتی او اینقدر عصبانی است، همیشه آماده درگیری است.