auf Krawall gebürstet sein
به دنبال دعوا و جنجال بودن، آماده درگیری بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای تمایل یا آمادگی برای شروع درگیری، دعوا یا ایجاد سروصدا و آشوب است. فردی که اینگونه است، معمولاً تحریکپذیر است و به دنبال فرصتی برای مشاجره میگردد.
- Nachdem er zu viel getrunken hatte, war er sofort auf Krawall gebürstet.بعد از اینکه او زیاد نوشیده بود، بلافاصله آماده دعوا و جنجال بود.
- Der betrunkene Mann schien auf Krawall gebürstet zu sein und suchte Streit.مرد مست به نظر میرسید که دنبال دعواست و در پی درگیری بود.
- Wenn er so gereizt ist, ist er immer auf Krawall gebürstet.وقتی او اینقدر عصبانی است، همیشه آماده درگیری است.