auf Vordermann bringen
سر و سامان دادن، مرتب کردن، به راه آوردن
Bedeutungen
1
به معنای مرتب کردن، سازماندهی کردن، تعمیر کردن یا بهبود بخشیدن به چیزی یا کسی است تا دوباره به وضعیت مطلوب و کارآمدی برسد.
- Ich muss mein Arbeitszimmer aufräumen und alles auf Vordermann bringen.باید اتاق کارم را مرتب کنم و همه چیز را سر و سامان بدهم.
- Der Trainer hat die Mannschaft in der Halbzeitpause auf Vordermann gebracht.مربی در وقت استراحت نیمه اول، تیم را به راه آورد (آماده کرد).
- Nach dem Umzug müssen wir die Wohnung erst einmal auf Vordermann bringen.بعد از اسبابکشی، ابتدا باید خانه را مرتب کنیم.