auf Zack bringen

Aussprache: /aʊ̯f t͡sak ˈbʁɪŋən/
Worttrennung: auf· Zack ·brin·gen
اصطلاح

سر و سامان دادن، به راه آوردن، منظم کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح شبیه است و به معنای فعال کردن، سازماندهی کردن یا مرتب کردن چیزی یا کسی است تا با انرژی و نظم بیشتری عمل کند.

  • Die neue Software soll die Arbeitsabläufe auf Zack bringen.نرم‌افزار جدید قرار است روند کارها را منظم و کارآمد کند.
  • Wir müssen das Projekt schnell auf Zack bringen, sonst verpassen wir die Deadline.باید پروژه را سریع به جریان بیندازیم، وگرنه مهلت را از دست می‌دهیم.
  • Ein guter Kaffee bringt mich morgens richtig auf Zack.یک قهوه خوب صبح‌ها مرا حسابی سرحال و آماده می‌کند.