auf Zack bringen
سر و سامان دادن، به راه آوردن، منظم کردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح شبیه است و به معنای فعال کردن، سازماندهی کردن یا مرتب کردن چیزی یا کسی است تا با انرژی و نظم بیشتری عمل کند.
- Die neue Software soll die Arbeitsabläufe auf Zack bringen.نرمافزار جدید قرار است روند کارها را منظم و کارآمد کند.
- Wir müssen das Projekt schnell auf Zack bringen, sonst verpassen wir die Deadline.باید پروژه را سریع به جریان بیندازیم، وگرنه مهلت را از دست میدهیم.
- Ein guter Kaffee bringt mich morgens richtig auf Zack.یک قهوه خوب صبحها مرا حسابی سرحال و آماده میکند.