auf dem Gewissen haben
ریگ به کفش داشتن، عذاب وجدان داشتن، مسئولیتی بر گردن داشتن (بابت کار بد)
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای داشتن احساس گناه یا مسئولیت در قبال یک عمل نادرست یا اشتباهی است که انجام دادهاید و باعث ناراحتی یا آسیب به دیگران شده است. این مفهوم اغلب با عذاب وجدان همراه است.
- Er hat den Unfall verursacht und trägt die Schuld dafür auf dem Gewissen.او باعث تصادف شد و تقصیر آن بر گردن اوست (عذاب وجدان دارد).
- Ich kann nicht schlafen, weil ich diese Lüge auf dem Gewissen habe.من نمیتوانم بخوابم چون این دروغ بر گردن من است (عذاب وجدان دارم).
- Sie hat auf dem Gewissen, dass sie ihm nicht geholfen hat, als er sie brauchte.او مسئول است که وقتی به کمک احتیاج داشت، به او کمک نکرد (عذاب وجدان دارد).