auf dem Trockenen sitzen
بیپول شدن، ته کشیدن پول، چیزی برای نوشیدن نداشتن
Bedeutungen
1
بیپول شدن یا نداشتن پول کافی برای گذران زندگی یا انجام کاری؛ همچنین میتواند به معنای نداشتن نوشیدنی یا مایعات کافی باشد، اما کاربرد اصلی آن مالی است.
- Nachdem er seine Stelle verloren hatte, saß er plötzlich auf dem Trockenen.پس از اینکه شغلش را از دست داد، ناگهان بیپول شد.
- Wir haben das ganze Geld ausgegeben und sitzen jetzt auf dem Trockenen.ما تمام پول را خرج کردیم و الان پولمان تمام شده است.
- Wenn die Lieferung nicht kommt, sitzen wir auf dem Trockenen, was Getränke angeht.اگر محموله نرسد، ما از نظر نوشیدنی در مضیقه خواهیم بود.