auf den Busch klopfen

Aussprache: /aʊ̯f deːn bʊʃ ˈklɔpfn̩/
Worttrennung: auf· ·den ·Busch ·klop·fen
اصطلاح

کسب اطلاع کردن، با احتیاط پرسیدن، سر درآوردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای تلاش برای به دست آوردن اطلاعات یا فهمیدن چیزی به صورت غیرمستقیم و با احتیاط است، بدون اینکه مستقیماً سوال پرسیده شود یا موضوع به طور صریح مطرح گردد.

  • Ich werde mal vorsichtig auf den Busch klopfen, um zu erfahren, was er wirklich denkt.من به طور احتیاطی سر در می‌آورم تا بفهمم او واقعاً چه فکری می‌کند.
  • Bevor wir ihn fragen, sollten wir erst einmal auf den Busch klopfen, ob er überhaupt Interesse hat.قبل از اینکه از او بپرسیم، باید ابتدا با احتیاط بفهمیم که آیا او اصلاً علاقه‌ای دارد یا نه.
  • Sie versuchte, durch geschickte Fragen auf den Busch zu klopfen, ohne Verdacht zu erregen.او سعی کرد با پرسش‌های هوشمندانه، بدون ایجاد سوءظن، اطلاعاتی به دست آورد.