auf den Hund kommen

Aussprache: /aʊ̯f deːn hʊnt ˈkɔmən/
Worttrennung: auf· ·den Hun·d ·kom·men
اصطلاح

به روز سیاه نشستن، سقوط اجتماعی کردن، فقیر شدن

Bedeutungen

1

به معنای از دست دادن موقعیت اجتماعی، مالی یا سلامتی و دچار شدن به وضعیتی بسیار بد و ناگوار است. اغلب به معنای فقیر شدن یا از نظر جسمی و روحی ضعیف شدن به کار می‌رود.

  • Nachdem er seine Arbeit verloren hatte, kam er schnell auf den Hund.بعد از اینکه کارش را از دست داد، به سرعت به روز سیاه نشست (وضعیتش خیلی بد شد).
  • Er hat sein ganzes Geld verspielt und ist jetzt völlig auf den Hund gekommen.تمام پولش را در قمار باخت و حالا کاملاً فقیر شده است.
  • Die alte Dame ist nach dem Tod ihres Mannes sehr auf den Hund gekommen.آن بانوی پیر پس از مرگ همسرش بسیار پریشان و درمانده شد.