auf den Plan treten

Aussprache: /aʊ̯f deːn plaːn ˈtʁeːtn̩/
Worttrennung: auf· ·den ·Plan tre·ten
اصطلاح

ظاهر شدن، وارد صحنه شدن، اقدام کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای ظاهر شدن ناگهانی یا شروع به فعالیت کردن در یک موقعیت یا صحنه خاص است، به خصوص زمانی که حضور یا اقدام فردی مورد انتظار نبوده یا تأثیرگذار است.

  • Nach langer Pause trat der Musiker endlich wieder auf die Bühne.پس از وقفه‌ای طولانی، نوازنده سرانجام دوباره روی صحنه ظاهر شد.
  • Als die Verhandlungen ins Stocken gerieten, trat ein erfahrener Diplomat auf den Plan.وقتی مذاکرات به بن‌بست رسید، یک دیپلمات باتجربه وارد صحنه شد.
  • Die Regierung musste schnell auf den Plan treten, um die Krise zu bewältigen.دولت مجبور شد به سرعت برای مدیریت بحران اقدام کند.