auf den Sack gehen

Aussprache: /aʊ̯f deːn zak ˈɡeːən/
Worttrennung: auf· ·den Sack ·ge·hen
اصطلاح

روی اعصاب کسی راه رفتن، کلافه کردن (عاميانه و رکیک)

Bedeutungen

1

کسی را به شدت آزار دادن، عصبانی کردن یا کلافه کردن؛ مزاحم شدن به شکلی آزاردهنده. این اصطلاح عامیانه و تا حدی رکیک است.

  • Hör auf damit, du gehst mir echt auf den Sack!بس کن، واقعاً داری روی اعصابم راه می‌روی!
  • Seine ständigen Beschwerden gehen mir langsam auf den Sack.شکایت‌های مداوم او کم‌کم دارد مرا کلافه می‌کند.
  • Diese laute Musik von nebenan geht mir heute Abend auf den Sack.این موسیقی بلند از خانه کناری امشب دارد مرا اذیت می‌کند.