auf den Sack gehen
روی اعصاب کسی راه رفتن، کلافه کردن (عاميانه و رکیک)
Bedeutungen
1
کسی را به شدت آزار دادن، عصبانی کردن یا کلافه کردن؛ مزاحم شدن به شکلی آزاردهنده. این اصطلاح عامیانه و تا حدی رکیک است.
- Hör auf damit, du gehst mir echt auf den Sack!بس کن، واقعاً داری روی اعصابم راه میروی!
- Seine ständigen Beschwerden gehen mir langsam auf den Sack.شکایتهای مداوم او کمکم دارد مرا کلافه میکند.
- Diese laute Musik von nebenan geht mir heute Abend auf den Sack.این موسیقی بلند از خانه کناری امشب دارد مرا اذیت میکند.