auf den fahrenden Zug aufspringen
از موج ایجاد شده پیروی کردن، سوار بر موج موفقیت دیگران شدن
Bedeutungen
1
به معنای پیوستن به یک روند یا موفقیت که از قبل شروع شده و در حال پیشرفت است، معمولاً برای بهرهمندی از آن. این کار ممکن است بدون تلاش اولیه یا ایده اصلی خود فرد انجام شود.
- Viele Unternehmen wollen auf den fahrenden Zug der künstlichen Intelligenz aufspringen.بسیاری از شرکتها میخواهند از موج موفقیت هوش مصنوعی بهرهمند شوند.
- Er hat die Idee nicht selbst gehabt, er ist nur auf den fahrenden Zug aufgesprungen.او خودش این ایده را نداشت، فقط از موفقیت دیگران استفاده کرد.
- Nach dem Erfolg des Films sprangen viele auf den fahrenden Zug und produzierten ähnliche Filme.پس از موفقیت فیلم، بسیاری از موج آن استفاده کردند و فیلمهای مشابهی تولید کردند.