auf den fahrenden Zug aufspringen

Aussprache: /aʊ̯f deːn ˈfaːʁəndn̩ t͡suːk ˈaʊ̯fˌʃpʁɪŋən/
Worttrennung: auf· ·den fah·ren·den ·Zug auf·sprin·gen
اصطلاح

از موج ایجاد شده پیروی کردن، سوار بر موج موفقیت دیگران شدن

Bedeutungen

1

به معنای پیوستن به یک روند یا موفقیت که از قبل شروع شده و در حال پیشرفت است، معمولاً برای بهره‌مندی از آن. این کار ممکن است بدون تلاش اولیه یا ایده اصلی خود فرد انجام شود.

  • Viele Unternehmen wollen auf den fahrenden Zug der künstlichen Intelligenz aufspringen.بسیاری از شرکت‌ها می‌خواهند از موج موفقیت هوش مصنوعی بهره‌مند شوند.
  • Er hat die Idee nicht selbst gehabt, er ist nur auf den fahrenden Zug aufgesprungen.او خودش این ایده را نداشت، فقط از موفقیت دیگران استفاده کرد.
  • Nach dem Erfolg des Films sprangen viele auf den fahrenden Zug und produzierten ähnliche Filme.پس از موفقیت فیلم، بسیاری از موج آن استفاده کردند و فیلم‌های مشابهی تولید کردند.