auf der Bärenhaut liegen
تنبل بودن، بیکار بودن، وقت را با بطالت گذراندن
Bedeutungen
1
این عبارت نیز مانند به معنای تنبلی کردن، بیکار بودن و وقت خود را به بطالت گذراندن است. تأکید بر عدم فعالیت و بیتحرکی است.
- Er liegt den ganzen Tag auf der Bärenhaut, anstatt einen Job zu suchen.او تمام روز را بیکار است به جای اینکه دنبال کار بگردد.
- Nach dem Erfolg des Projekts liegen die Mitarbeiter nun auf der Bärenhaut.پس از موفقیت پروژه، کارکنان اکنون در حال استراحت و بیکاری هستند.
- Ich habe keine Lust, heute etwas zu tun, ich will einfach nur auf der Bärenhaut liegen.من حوصله انجام کاری را امروز ندارم، فقط میخواهم بیکار باشم.