auf der Dacken liegen

Aussprache: /aʊ̯f deːɐ̯ ˈdakən ˈliːɡn̩/
Worttrennung: auf· ·der Da·cken ·lie·gen
اصطلاح

از پا افتاده بودن، بیمار بودن، خسته بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای بیمار بودن، از پا افتاده بودن یا به شدت خسته و ناتوان بودن است. معمولاً برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که فرد به دلیل بیماری یا خستگی شدید قادر به انجام فعالیت‌های عادی نیست.

  • Wegen der Grippe lag er tagelang auf der Dacken.به خاطر آنفولانزا، او روزها از پا افتاده بود.
  • Nach der anstrengenden Reise lag sie völlig erschöpft auf der Dacken.پس از سفر طاقت‌فرسا، او کاملاً خسته از پا افتاده بود.
  • Ich fühle mich nicht gut, ich glaube, ich liege bald auf der Dacken.حالم خوب نیست، فکر می‌کنم به زودی از پا می‌افتم.