auf der Tacken liegen

Aussprache: /aʊ̯f deːɐ̯ ˈtakən ˈliːɡn̩/
Worttrennung: auf· ·der Ta·cken ·lie·gen
اصطلاح

از پا افتاده بودن، بیمار بودن، خسته بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح، که اغلب به صورت عامیانه و در برخی مناطق آلمان به کار می‌رود، معنایی مشابه دارد و به معنای بیمار بودن، از پا افتاده بودن یا به شدت خسته و ناتوان بودن است.

  • Seit gestern liege ich auf der Tacken und kann kaum aufstehen.از دیروز از پا افتاده‌ام و به سختی می‌توانم بلند شوم.
  • Der alte Mann lag nach dem Unfall auf der Tacken.پیرمرد پس از تصادف از پا افتاده بود.
  • Ich bin so müde, ich könnte den ganzen Tag auf der Tacken liegen.آنقدر خسته‌ام که می‌توانم تمام روز از پا افتاده باشم.