auf der Tacken liegen
از پا افتاده بودن، بیمار بودن، خسته بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح، که اغلب به صورت عامیانه و در برخی مناطق آلمان به کار میرود، معنایی مشابه دارد و به معنای بیمار بودن، از پا افتاده بودن یا به شدت خسته و ناتوان بودن است.
- Seit gestern liege ich auf der Tacken und kann kaum aufstehen.از دیروز از پا افتادهام و به سختی میتوانم بلند شوم.
- Der alte Mann lag nach dem Unfall auf der Tacken.پیرمرد پس از تصادف از پا افتاده بود.
- Ich bin so müde, ich könnte den ganzen Tag auf der Tacken liegen.آنقدر خستهام که میتوانم تمام روز از پا افتاده باشم.