auf die Kacke hauen

Aussprache: /aʊ̯f diː ˈkakə ˌhaʊ̯ən/
Worttrennung: auf· ·die ·Ka·cke hau·en
اصطلاح

ولخرجی کردن؛ اعتراض شدید کردن

Bedeutungen

1

بسیار زیاد و بی‌ملاحظه پول خرج کردن، ولخرجی کردن، یا به طور کلی زندگی را به خوشگذرانی و تجمل گذراندن.

  • Nachdem er die Gehaltserhöhung bekommen hat, haut er jetzt richtig auf die Kacke.بعد از اینکه افزایش حقوق را دریافت کرد، او حالا حسابی ولخرجی می‌کند.
  • Sie wollten ihren Erfolg feiern und haben ordentlich auf die Kacke gehauen.آنها می‌خواستند موفقیتشان را جشن بگیرند و حسابی خوش گذراندند.
  • Er hat sein ganzes Erbe auf die Kacke gehauen und ist jetzt pleite.او تمام ارثش را به باد داد و حالا ورشکسته است.
2

به شدت اعتراض کردن، سر و صدا راه انداختن، یا جنجال به پا کردن.

  • Wenn die Preise weiter steigen, werden die Leute auf die Kacke hauen.اگر قیمت‌ها همچنان افزایش یابد، مردم اعتراض شدیدی خواهند کرد.
  • Die Demonstranten hauten auf die Kacke, weil ihre Forderungen ignoriert wurden.تظاهرکنندگان سر و صدا راه انداختند چون خواسته‌هایشان نادیده گرفته شد.
  • Er hat auf der Versammlung ordentlich auf die Kacke gehauen, um auf das Problem aufmerksam zu machen.او در جلسه به شدت اعتراض کرد تا توجه را به مشکل جلب کند.