auf die Nase binden

Aussprache: /aʊ̯f diː ˈnaːzə ˈbɪndn̩/
Worttrennung: auf· ·die Na·se ·bin·den
اصطلاح

به کسی گفتن، رازی را فاش کردن، به رخ کشیدن

Bedeutungen

1

به کسی چیزی را گفتن، به خصوص اگر یک راز، اطلاعات محرمانه یا چیزی باشد که نباید به راحتی فاش شود. گاهی به معنی به رخ کشیدن یا تحمیل کردن چیزی نیز به کار می‌رود.

  • Ich darf dir das nicht auf die Nase binden, aber es gibt bald eine Überraschung.من نباید این را به تو بگویم، اما به زودی یک سورپرایز وجود دارد.
  • Sie hat ihm die ganze Geschichte auf die Nase gebunden, obwohl er es nicht wissen sollte.او تمام ماجرا را برایش تعریف کرد، هرچند او نباید می‌دانست.
  • Er bindet jedem seine Meinung auf die Nase, ohne Rücksicht auf Verluste.او نظرش را به خورد همه می‌دهد، بدون توجه به عواقب.