auf die Nase fallen
شکست خوردن، ضرر کردن، زمین خوردن (به کنایه)
Bedeutungen
1
به معنای شکست خوردن در یک کار، متحمل ضرر شدن، یا مواجه شدن با یک نتیجه منفی و ناخوشایند، اغلب به دلیل اشتباه یا عدم آمادگی.
- Wenn du dich nicht gut vorbereitest, wirst du bei der Prüfung auf die Nase fallen.اگر خوب آماده نشوی، در امتحان شکست خواهی خورد.
- Er hat viel Geld in diese Aktie investiert und ist damit auf die Nase gefallen.او پول زیادی در این سهام سرمایهگذاری کرد و متحمل ضرر شد.
- Der Plan war gut gemeint, aber wir sind damit auf die Nase gefallen.نقشه نیت خوبی داشت، اما ما در آن شکست خوردیم.