auf die Nerven gehen
روی اعصاب رفتن، کلافه کردن
Bedeutungen
1
به معنای آزار دادن، اذیت کردن یا کلافه کردن کسی است، به طوری که باعث ناراحتی و تحریک اعصاب او شود. این عبارت مشابه است اما کمی رایجتر.
- Bitte hör auf zu pfeifen, das geht mir auf die Nerven.لطفاً سوت زدن را بس کن، این روی اعصاب من میرود.
- Sein ständiges Lachen ging mir auf die Nerven.خندههای دائمی او کلافهام میکرد.
- Die Hitze und der Lärm gehen mir heute wirklich auf die Nerven.گرما و سر و صدا واقعاً امروز روی اعصاب من است.