auf die Nerven gehen

Aussprache: /aʊ̯f diː ˈnɛʁfn̩ ˈɡeːən/
Worttrennung: auf· ·die ·Ner·ven· ·ge·hen
اصطلاح

روی اعصاب رفتن، کلافه کردن

Bedeutungen

1

به معنای آزار دادن، اذیت کردن یا کلافه کردن کسی است، به طوری که باعث ناراحتی و تحریک اعصاب او شود. این عبارت مشابه است اما کمی رایج‌تر.

  • Bitte hör auf zu pfeifen, das geht mir auf die Nerven.لطفاً سوت زدن را بس کن، این روی اعصاب من می‌رود.
  • Sein ständiges Lachen ging mir auf die Nerven.خنده‌های دائمی او کلافه‌ام می‌کرد.
  • Die Hitze und der Lärm gehen mir heute wirklich auf die Nerven.گرما و سر و صدا واقعاً امروز روی اعصاب من است.