auf die schiefe Bahn geraten
به بیراهه کشیده شدن، خلافکار شدن
Bedeutungen
1
شروع به انجام کارهای نادرست، غیرقانونی یا غیراخلاقی کردن؛ منحرف شدن از مسیر درست زندگی و افتادن به راه خلاف.
- Wenn man mit den falschen Leuten abhängt, kann man schnell auf die schiefe Bahn geraten.اگر با آدمهای نادرست معاشرت کنی، میتوانی به سرعت به بیراهه کشیده شوی.
- Er hat seine Arbeit verloren und ist dann auf die schiefe Bahn geraten.او کارش را از دست داد و سپس به راه خلاف کشیده شد.
- Die Polizei versucht, Jugendliche davon abzuhalten, auf die schiefe Bahn zu geraten.پلیس تلاش میکند تا جوانان را از افتادن به بیراهه باز دارد.