auf keine Kuhhaut gehen
از حد گذشتن، غیرقابل تحمل بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای چیزی است که بسیار بد، غیرقابل تحمل یا خارج از حد و مرز است و تحمل آن ممکن نیست.
- Diese Hitze geht auf keine Kuhhaut!این گرما از حد گذشته است!
- Sein ständiges Gemecker geht mir auf keine Kuhhaut mehr.غرولند دائمی او دیگر برای من قابل تحمل نیست.
- Die Preise für Benzin gehen langsam auf keine Kuhhaut mehr.قیمت بنزین کمکم غیرقابل تحمل شده است.