auf keine Kuhhaut gehen

Aussprache: /aʊ̯f ˈkaɪ̯nə ˈkuːˌhaʊ̯t ˈɡeːən/
Worttrennung: auf· k·ei·ne ·Kuh·haut ·ge·hen
اصطلاح

از حد گذشتن، غیرقابل تحمل بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای چیزی است که بسیار بد، غیرقابل تحمل یا خارج از حد و مرز است و تحمل آن ممکن نیست.

  • Diese Hitze geht auf keine Kuhhaut!این گرما از حد گذشته است!
  • Sein ständiges Gemecker geht mir auf keine Kuhhaut mehr.غرولند دائمی او دیگر برای من قابل تحمل نیست.
  • Die Preise für Benzin gehen langsam auf keine Kuhhaut mehr.قیمت بنزین کم‌کم غیرقابل تحمل شده است.