auf taube Ohren stoßen
به گوش ناشنوا خوردن، مورد بیتوجهی قرار گرفتن
Bedeutungen
1
وقتی درخواستی، نصیحتی یا شکایتی با بیتوجهی کامل روبرو میشود و هیچ واکنشی از سوی مخاطب دریافت نمیشود، گویی به گوش کسی گفته شده که نمیشنود.
- Meine Bitten um mehr Gehalt sind bei der Geschäftsleitung auf taube Ohren gestoßen.درخواستهای من برای حقوق بیشتر، از سوی مدیریت با بیتوجهی کامل روبرو شد.
- Er hat ihr immer wieder gesagt, sie solle vorsichtiger sein, aber seine Warnungen stießen auf taube Ohren.او بارها به او گفته بود که باید محتاطتر باشد، اما هشدارهای او نادیده گرفته شدند.
- Der Lehrer hat versucht, den Schülern die Regeln zu erklären, aber seine Worte stießen auf taube Ohren.معلم سعی کرد قوانین را برای دانشآموزان توضیح دهد، اما حرفهایش مورد بیتوجهی قرار گرفت.