auf und davon
به سرعت دور شدن، ناپدید شدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای ناگهانی و سریع دور شدن از مکانی یا موقعیتی است، اغلب به طوری که فرد دیگر دیده نشود یا قابل دسترسی نباشد. معمولاً با عجله یا برای فرار به کار میرود.
- Als die Polizei kam, waren die Diebe schon auf und davon.وقتی پلیس آمد، دزدها قبلاً ناپدید شده بودند.
- Er sah seine Chance und war sofort auf und davon.او فرصت خود را دید و بلافاصله دور شد.
- Das Geld war weg und die Betrüger waren auf und davon.پول رفته بود و کلاهبرداران ناپدید شده بودند.