auf und davon

Aussprache: /aʊ̯f ʊnt daˈfɔn/
Worttrennung: auf· un·d da·von
اصطلاح

به سرعت دور شدن، ناپدید شدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای ناگهانی و سریع دور شدن از مکانی یا موقعیتی است، اغلب به طوری که فرد دیگر دیده نشود یا قابل دسترسی نباشد. معمولاً با عجله یا برای فرار به کار می‌رود.

  • Als die Polizei kam, waren die Diebe schon auf und davon.وقتی پلیس آمد، دزدها قبلاً ناپدید شده بودند.
  • Er sah seine Chance und war sofort auf und davon.او فرصت خود را دید و بلافاصله دور شد.
  • Das Geld war weg und die Betrüger waren auf und davon.پول رفته بود و کلاهبرداران ناپدید شده بودند.