aufächzen
ناگهان ناله کردن، آه کشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ناگهان با صدای بلند ناله کردن یا آه کشیدن، معمولاً به دلیل درد، تلاش زیاد یا تسکین.
- Nach dem schweren Heben ächzte er auf.پس از بلند کردن سنگین، او آهی کشید.
- Sie achzte auf, als der Arzt ihren Arm untersuchte.وقتی دکتر بازویش را معاینه کرد، او ناله کرد.