aufächzen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌɛχt͡sn̩/
Worttrennung: auf·ä·ch·zen
فعل

ناگهان ناله کردن، آه کشیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ناگهان با صدای بلند ناله کردن یا آه کشیدن، معمولاً به دلیل درد، تلاش زیاد یا تسکین.

  • Nach dem schweren Heben ächzte er auf.پس از بلند کردن سنگین، او آهی کشید.
  • Sie achzte auf, als der Arzt ihren Arm untersuchte.وقتی دکتر بازویش را معاینه کرد، او ناله کرد.