aufässen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌɛsn̩/
Worttrennung: auf·äs·sen
Wort

می‌فهمیدیم، درک می‌کردیم، متوجه می‌شدیم (گذشته التزامی فعل aufassen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

توجه کردن دقیق و هوشیارانه به چیزی یا کسی؛ مراقب بودن از بروز خطر یا اشتباه.

  • Man muss bei der Navigation in unbekanntem Terrain stets auf die Karten aufpassen.در پیمایش در زمین‌های ناآشنا باید همواره به نقشه‌ها توجه دقیق داشت.
  • Die Aufsichtsperson muss darauf aufpassen, dass die Kinder sich nicht verletzen.مسئول نظارت باید مراقب باشد که بچه‌ها خود را مجروح نکنند.
2 Akkusativ

توجه کردن به جزئیات یا ظرافت‌های یک موقعیت یا موضوع.

  • Bei der Analyse juristischer Texte muss man auf jedes Wort und jede Formulierung aufpassen.در تحلیل متون حقوقی باید به هر کلمه و هر عبارت توجه کرد.
  • Er hat bei der Verhandlung sehr genau auf die Reaktionen des Gegners aufgepasst.او در طول مذاکره به واکنش‌های طرف مقابل با دقت بسیار توجه کرد.