aufässen
میفهمیدیم، درک میکردیم، متوجه میشدیم (گذشته التزامی فعل aufassen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
توجه کردن دقیق و هوشیارانه به چیزی یا کسی؛ مراقب بودن از بروز خطر یا اشتباه.
- Man muss bei der Navigation in unbekanntem Terrain stets auf die Karten aufpassen.در پیمایش در زمینهای ناآشنا باید همواره به نقشهها توجه دقیق داشت.
- Die Aufsichtsperson muss darauf aufpassen, dass die Kinder sich nicht verletzen.مسئول نظارت باید مراقب باشد که بچهها خود را مجروح نکنند.
2
Akkusativ
توجه کردن به جزئیات یا ظرافتهای یک موقعیت یا موضوع.
- Bei der Analyse juristischer Texte muss man auf jedes Wort und jede Formulierung aufpassen.در تحلیل متون حقوقی باید به هر کلمه و هر عبارت توجه کرد.
- Er hat bei der Verhandlung sehr genau auf die Reaktionen des Gegners aufgepasst.او در طول مذاکره به واکنشهای طرف مقابل با دقت بسیار توجه کرد.