Konjugierte Form
بهترین بودن در چیزی، در اوج بودن
معانی و تعاریف aufachsten:
- فرایند تنظیم یا قرار دادن یک شیء یا سیستم بر اساس یک محور مشخص، بهویژه در زمینههای فنی، مهندسی یا علمی که دقت بالا مورد نیاز است. این شکل کمتر رایج است و بیشتر در متون قدیمیتر یا تخصصی دیده میشود.
جملات نمونه برای aufachsten:
Die exakte Ausrichtung der optischen Komponenten auf die Hauptachse ist entscheidend, um die Funktionalität des Geräts zu gewährleisten und es richtig aufachsten.
تراز دقیق اجزای اپتیکی بر روی محور اصلی برای تضمین عملکرد دستگاه و محوربندی صحیح آن حیاتی است.
In der astronomischen Beobachtung ist das präzise Aufachsten des Teleskops auf den Himmelskörper unerlässlich.
در رصد نجومی، محوربندی دقیق تلسکوپ بر روی جرم آسمانی ضروری است.