aufarbeiten
جبران کردن (کار عقبافتاده)، بازسازی کردن (اشیای قدیمی)، روبرو شدن و هضم کردن (گذشته/تروما)
Bedeutungen
1
Akkusativ
وسایل قدیمی یا آسیبدیده را بازسازی و مرمت کردن
- Er hat den antiken Holzschrank liebevoll aufgearbeitet.او کمد چوبی عتیقه را با عشق بازسازی کرد.
- Das Fachgeschäft arbeitet alte Möbel professionell auf.این فروشگاه تخصصی مبلمان قدیمی را به صورت حرفهای مرمت میکند.
2
Akkusativ
کارهای عقبافتاده یا نامهها را جبران کردن و انجام دادن
- Nach dem Urlaub muss ich erst einmal den Posteingang aufarbeiten.بعد از تعطیلات اول باید ایمیلهای عقبافتاده ورودی را بررسی کنم.
- Er arbeitet am Wochenende die liegengebliebenen Akten auf.او آخر هفته پروندههای عقبمانده را انجام میدهد.
3
Akkusativ
رویدادهای تلخ گذشته یا خاطرات آسیبزا را تحلیلی بررسی و با آنها کنار آمدن
- Die Gesellschaft muss ihre geschichtliche Vergangenheit kritisch aufarbeiten.جامعه باید گذشته تاریخی خود را به صورت نقادانه بررسی و هضم کند.
- Er versucht, seine Kindheitstraumata in einer Therapie aufzuarbeiten.او تلاش میکند با تروماهای دوران کودکیاش در رواندرمانی کنار بیاید.