aufbäumen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌbɔɪ̯mən/
Worttrennung: auf·bäu·men
فعل

روی دو پا بلند شدن (حیوان)، طغیان کردن، مقاومت کردن

Beispiele

  • Der Junge kann sich sehr schnell ''aufbäumen.پسر می‌تواند خیلی سریع طغیان کند (مقاومت کند).
  • Wir sehen Pferde sich ''aufbäumen,'' geballte Fäuste, einen schlafenden Hund.ما اسب‌هایی را می‌بینیم که روی دو پا بلند می‌شوند، مشت‌های گره‌کرده، سگی که خوابیده است.

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

(اسب) روی پاهای عقب خود بلند شدن

  • Das Pferd bäumte sich auf, als es den Löwen sah.اسب وقتی شیر را دید، روی پاهای عقبش بلند شد.
  • Der Reiter hatte Mühe, das sich aufbäumende Pferd zu kontrollieren.سوارکار برای کنترل اسب در حال بلند شدن مشکل داشت.
2 sich + gegen + Akkusativ

(مجازی) در برابر چیزی مقاومت کردن، سرپیچی کردن

  • Die Bevölkerung bäumte sich gegen die neue Steuer auf.مردم در برابر مالیات جدید مقاومت کردند.
  • Er bäumte sich gegen das Schicksal auf und kämpfte weiter.او در برابر سرنوشت مقاومت کرد و به مبارزه ادامه داد.