aufbürsten

Aussprache: /ˈaʊ̯fbʏʁstn̩/
Worttrennung: auf·bürs·ten
فعل

با برس مرتب کردن، شانه زدن (به سمت بالا)

Bedeutungen

1 Akkusativ

مو یا خز حیوانی را شانه زدن یا برس کشیدن به سمت بالا تا پف کند یا صاف بایستد.

  • Sie bürstete das Fell ihres Hundes auf.او خز سگش را برس کشید (تا پف کند).
  • Der Friseur bürstete ihr Haar für mehr Volumen auf.آرایشگر موهایش را برای حجم بیشتر برس کشید.