aufbürsten
با برس مرتب کردن، شانه زدن (به سمت بالا)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مو یا خز حیوانی را شانه زدن یا برس کشیدن به سمت بالا تا پف کند یا صاف بایستد.
- Sie bürstete das Fell ihres Hundes auf.او خز سگش را برس کشید (تا پف کند).
- Der Friseur bürstete ihr Haar für mehr Volumen auf.آرایشگر موهایش را برای حجم بیشتر برس کشید.