aufbauen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: auf·bau·en
فعل

برپا کردن، تأسیس کردن، تقویت کردن، متکی بودن بر

Bedeutungen

1 Akkusativ

برپا کردن و نصب کردن یک سازه، چادر، نمایشگاه یا تجهیزات

  • Wir haben das Zelt gemeinsam auf dem Campingplatz aufgebaut.ما چادر را با هم در اردوگاه برپا کردیم.
  • Die Arbeiter bauen die Marktstände für das Fest auf.کارگران غرفه‌های بازار را برای جشن برپا می‌کنند.
2 Akkusativ

ایجاد کردن، تأسیس کردن و شکل دادن به یک شرکت، شبکه، رابطه یا سیستم

  • Sie hat sich ein erfolgreiches Unternehmen aufgebaut.او برای خود یک شرکت موفق تأسیس کرده و توسعه داده است.
  • Es dauert Jahre, tiefes Vertrauen aufzubauen.ایجاد اعتماد عمیق سال‌ها طول می‌کشد.
3 Akkusativ

تقویت کردن و بالا بردن (عضلات، روحیه، اعتماد به نفس)

  • Ziel des Trainings ist es, gezielt Muskeln aufzubauen.هدف تمرین، تقویت هدفمند عضلات است.
  • Seine aufmunternden Worte haben mich wieder aufgebaut.سخنان دلگرم‌کننده او دوباره روحیه‌ام را تقویت کرد.
4 auf + Dativ / auf + Akkusativ

مبتنی بودن یا بنا شدن بر پایه‌ تجربیات، شواهد یا اصول قبلی

  • Dieser Fortgeschrittenenkurs baut auf den Grundlagen des A1-Kurses auf.این دوره پیشرفته بر پایه‌های دوره A1 بنا شده است.
  • Die Argumentation baut auf wissenschaftlichen Fakten auf.استدلال بر حقایق علمی استوار است.