aufbewahren
نگهداری کردن، ذخیره کردن، پسانداز کردن
Beispiele
- Ich ''bewahrte'' meine alte Schallplattensammlung lange Zeit ''auf.من مجموعه صفحات گرامافون قدیمیام را مدتها نگه داشتم.
- Vor zwei Wochen hatte die US-Armee in einem Memo alle Truppen angewiesen, Drohnen von DJI nicht mehr einzusetzen, die Batterien und Speicherkarten zu entfernen und die Fluggeräte sicher ''aufzubewahren''.دو هفته پیش، ارتش ایالات متحده در یادداشتی به تمام نیروها دستور داده بود که دیگر از پهپادهای شرکت DJI استفاده نکنند، باتریها و کارتهای حافظه را خارج کنند و پهپادها را با خیالاحتیاط نگهداری کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در مکانی امن نگهداری کردن تا حفظ شود یا بعداً استفاده شود
- Bitte bewahren Sie die Quittung gut auf.لطفاً رسید را خوب نگهداری کنید.
- Sie bewahrt alte Fotos in einer Schachtel auf.او عکسهای قدیمی را در یک جعبه نگهداری میکند.