aufbliesen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌbliːzn̩/
Wortzerlegung: auf·blie·sen
Konjugierte Form

باد کردند (آنها)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پر کردن چیزی با هوا یا گاز تا حجیم شود، مانند بادکنک یا تایر.

  • Die Kinder bliesen die bunten Ballons für die Party auf.بچه‌ها بادکنک‌های رنگی را برای مهمانی باد کردند.
  • Der Reifen musste dringend aufgeblasen werden.لاستیک فوراً نیاز به باد شدن داشت.
2 Akkusativ

بزرگ کردن یا متورم کردن چیزی به صورت اغراق‌آمیز، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت مجازی (مانند غرور یا اهمیت).

  • Seine Erfolge haben ihn so aufgeblasen, dass er seine Freunde nicht mehr erkennt.موفقیت‌هایش او را چنان مغرور کرده که دیگر دوستانش را نمی‌شناسد.
  • Die Medien bliesen die kleine Meinungsverschiedenheit zu einem großen Skandal auf.رسانه‌ها اختلاف نظر کوچک را به یک رسوایی بزرگ تبدیل کردند.