aufbrassten
فوران کردند، جوشیدند، فوران کردند (به صورت ناگهانی و خشمگینانه)
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
جوشیدن، غلیان کردن یا فوران کردن ناگهانی و با صدا، اغلب در مورد مایعات داغ یا مواد شیمیایی که واکنش نشان میدهند.
- Das Wasser im Kessel begann nach kurzer Zeit laut aufzubrasen und Dampf abzugeben.آب در کتری پس از مدت کوتاهی با صدا شروع به جوشیدن کرد و بخار متصاعد نمود.
- Die chemische Reaktion im Labor führte zu einem heftigen Aufbrausen der Flüssigkeit.واکنش شیمیایی در آزمایشگاه منجر به فوران شدید مایع شد.
2
kein Akkusativ
بروز ناگهانی و شدید خشم، عصبانیت یا ناراحتی، که اغلب با فریاد زدن یا رفتار تهاجمی همراه است.
- Als er die Nachricht von der unerwarteten Niederlage hörte, brauste er vor Wut auf und schlug mit der Faust auf den Tisch.وقتی خبر شکست غیرمنتظره را شنید، از خشم فوران کرد و با مشت بر میز کوبید.
- Die Menge brauste auf, als der Redner die umstrittenen Aussagen machte.جمعیت با اظهارات بحثبرانگیز سخنران غلیان کرد (به خشم آمد).