aufbrauchen
تمام کردن، تا آخر مصرف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ذخایر، مواد غذایی یا اشیاء را به طور کامل مصرف کردن به طوری که چیزی باقی نماند
- Bevor wir neue Lebensmittel kaufen, sollten wir die Vorräte aufbrauchen.قبل از اینکه مواد غذایی جدید بخریم، باید ذخایر موجود را تمام کنیم.
- Wir haben das gesamte Papier für den Drucker aufgebraucht.ما تمام کاغذهای پرینتر را تا آخر مصرف کردیم.
2
Akkusativ
منابع مالی، صبر یا انرژی باقیمانده را کاملاً به پایان رساندن
- Die lange Krankheit hat all seine Ersparnisse aufgebraucht.بیماری طولانیمدت تمام پساندازهای او را به پایان رساند.
- Seine ständigen Störungen haben meine Geduld vollkommen aufgebraucht.مزاحمتهای مداوم او صبر مرا کاملاً لبریز کرد (به پایان رساند).