aufbrausen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌbʁaʊ̯zn̩/
Wortzerlegung: auf·brau·sen
فعل

با صدا جوشیدن، فوران کردن، غلیان کردن

Beispiele

  • Es gibt Tage, wo der Leidende seinen Schmerz doppelt fühlt. So wie das ruhige Meer plötzlich ''aufbraust'' ohne sichtbaren Grund, von einer geheimen Kraft bewegt […].روزهایی وجود دارد که فرد درد خود را دو برابر احساس می‌کند. همانطور که دریای آرام ناگهان و بدون دلیل آشکار، با نیرویی پنهان به جوش می‌آید [...]

Bedeutungen

1 ohne Objekt

به سرعت و با شدت بالا آمدن یا کف کردن (مانند مایعات)؛ یا ناگهان عصبانی شدن و خشمگین گشتن.

  • Das Bier brauste im Glas auf.آبجو در لیوان کف کرد.
  • Er brauste bei der kleinsten Kritik sofort auf.او با کوچکترین انتقاد فوراً عصبانی می‌شد.