aufdonnern

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌdɔnɐn/
Wortzerlegung: auf·don·nern
فعل

خود را بیش از حد آرایش کردن/لباس پوشیدن (اغلب با سلیقه بد)، خود را بزک کردن؛ چیزی را آماده کردن تا جلب توجه کند

Beispiele

  • Luisa ''donnerte'' sich für den Abend besonders ''auf.لوئیزا برای آن شب به طور خاص خود را بزک کرد.
  • Zum Verkauf soll der Wagen noch einmal ''aufgedonnert'' werden.برای فروش، ماشین باید دوباره آماده و جلب توجه‌کننده شود.

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ)

خود را به طرز چشمگیری آرایش کردن یا لباس پوشیدن (اغلب با بار معنایی کمی منفی)

  • Sie hat sich für die Party richtig aufgedonnert.او برای مهمانی حسابی خود را آرایش کرده بود.
  • Warum musst du dich immer so aufdonnern, wenn wir nur einkaufen gehen?چرا همیشه باید اینقدر خودت را آرایش کنی وقتی فقط برای خرید می‌رویم؟