aufeinanderfolgend

Aussprache: /aʊ̯fʔaɪ̯ˈnandɐˌfɔlɡənt/
Worttrennung: auf·ein·an·der·fol·gend
صفت

پشت سر هم، پی در پی

Bedeutungen

1

اتفاق افتادن یا رخ دادن به ترتیب، یکی پس از دیگری، بدون وقفه یا با حداقل وقفه.

  • Die Zahlen in dieser Reihe sind aufeinanderfolgend: 1, 2, 3, 4.اعداد در این ردیف پشت سر هم هستند: ۱، ۲، ۳، ۴.
  • Er hat drei aufeinanderfolgende Siege in diesem Wettbewerb errungen.او سه پیروزی پیاپی در این مسابقات کسب کرده است.
  • Wir müssen die aufeinanderfolgenden Schritte des Experiments genau befolgen.ما باید مراحل متوالی آزمایش را به دقت دنبال کنیم.