aufeinanderpressen
روی هم فشردن، محکم بر هم قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
دو سطح یا دو جسم (مانند دندانها یا لبها) را محکم روی یکدیگر فشار دادن
- Sie presste die Zähne fest aufeinander.او دندانهایش را محکم روی هم فشرد.
- Die Bücher waren im Karton fest aufeinandergepresst.کتابها در جعبه محکم روی هم فشرده شده بودند.