aufeinandertreffen

Aussprache: /aʊ̯fˌʔaɪ̯nandɐˈtʁɛfn̩/
Worttrennung: auf·ein·an·der·tref·fen
فعل

رویارویی داشتن، برخورد کردن، تلاقی کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt / intransitiv)

دو تیم، فرد یا گروه در مسابقه، نبرد یا جلسه با یکدیگر روبرو شدن

  • Die beiden Erzrivalen werden im morgigen Finale aufeinandertreffen.دو رقیب دیرینه در فینال فردا با یکدیگر روبرو خواهند شد.
  • Beim Speed-Dating treffen fremde Menschen aufeinander.در قرار ملاقات سریع، افراد غریبه با هم روبرو می‌شوند.
2 (ohne Objekt / intransitiv)

فرهنگ‌ها، ایده‌ها، عقاید یا نیروهای متضاد با هم برخورد و تلاقی پیدا کردن

  • In dieser Weltstadt treffen unterschiedlichste Kulturen aufeinander.در این کلان‌شهر فرهنگ‌های بسیار متفاوتی با هم تلاقی پیدا می‌کنند.
  • In der Debatte trafen zwei völlig verschiedene Meinungen aufeinander.در این مناظره دو دیدگاه کاملاً متفاوت با هم برخورد کردند.