aufeinanderzubeißen
به هم گاز گرفتن، به سمت یکدیگر گاز گرفتن
Bedeutungen
1
reflexiv (sich) + Akkusativ (optional)
فشار دادن دندانها به هم با شدت، معمولاً در هنگام تحمل درد، خشم یا ناراحتی شدید؛ به طور مجازی، تحمل کردن شرایط دشوار یا کنار آمدن با افراد ناخوشایند با وجود نارضایتی شدید.
- Trotz des unerträglichen Schmerzes biss er die Zähne aufeinander und gab keinen Laut von sich.با وجود درد غیرقابل تحمل، دندانهایش را به هم فشرد و هیچ صدایی از خود درنیاورد.
- Die beiden Geschäftspartner, die sich eigentlich nicht ausstehen konnten, mussten für den Erfolg des Unternehmens aufeinanderbeißen.دو شریک تجاری که در واقع نمیتوانستند یکدیگر را تحمل کنند، مجبور بودند برای موفقیت شرکت با هم کنار بیایند.