auffällig
جلب توجهکننده، چشمگیر، مشخص، برجسته
Bedeutungen
1
چیزی که به راحتی دیده میشود یا توجه را جلب میکند؛ برجسته و چشمگیر.
- Das rote Kleid war sehr auffällig auf der Party.پیراهن قرمز در مهمانی بسیار جلب توجه میکرد.
- Er hat eine auffällige Narbe im Gesicht.او یک جای زخم مشخص روی صورتش دارد.
- Die Werbung war so auffällig, dass man sie nicht ignorieren konnte.تبلیغ آنقدر چشمگیر بود که نمیشد آن را نادیده گرفت.
2
غیرعادی یا نامتعارف، به طوری که توجه را جلب کند.
- Sein Verhalten war heute sehr auffällig und anders als sonst.رفتار او امروز بسیار غیرعادی و متفاوت از همیشه بود.
- Die auffälligen Farben des Gemäldes zogen sofort die Blicke auf sich.رنگهای برجسته نقاشی بلافاصله توجهها را به خود جلب کرد.
- Sie trug einen Hut, der ziemlich auffällig war.او کلاهی پوشیده بود که کاملاً جلب توجه میکرد.