auffällig

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌfɛlɪç/
Worttrennung: auf·fäl·lig
صفت

جلب توجه‌کننده، چشمگیر، مشخص، برجسته

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی دیده می‌شود یا توجه را جلب می‌کند؛ برجسته و چشمگیر.

  • Das rote Kleid war sehr auffällig auf der Party.پیراهن قرمز در مهمانی بسیار جلب توجه می‌کرد.
  • Er hat eine auffällige Narbe im Gesicht.او یک جای زخم مشخص روی صورتش دارد.
  • Die Werbung war so auffällig, dass man sie nicht ignorieren konnte.تبلیغ آنقدر چشمگیر بود که نمی‌شد آن را نادیده گرفت.
2

غیرعادی یا نامتعارف، به طوری که توجه را جلب کند.

  • Sein Verhalten war heute sehr auffällig und anders als sonst.رفتار او امروز بسیار غیرعادی و متفاوت از همیشه بود.
  • Die auffälligen Farben des Gemäldes zogen sofort die Blicke auf sich.رنگ‌های برجسته نقاشی بلافاصله توجه‌ها را به خود جلب کرد.
  • Sie trug einen Hut, der ziemlich auffällig war.او کلاهی پوشیده بود که کاملاً جلب توجه می‌کرد.