aufführbar

Aussprache: /ˈaʊ̯ffyːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: auf·führ·bar
صفت

قابل اجرا، قابل نمایش (در صحنه)، قابل اجرا (موسیقی)

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را در صحنه نمایش داد، اجرا کرد یا به نمایش گذاشت (مانند تئاتر، اپرا، کنسرت).

  • Das Stück ist für Amateurbühnen gut aufführbar.این نمایشنامه برای صحنه‌های آماتوری به خوبی قابل اجرا است.
  • Die Oper ist musikalisch anspruchsvoll, aber aufführbar.این اپرا از نظر موسیقی چالش‌برانگیز اما قابل اجرا است.
  • Nur wenige Orchester können dieses Werk aufführen.تنها تعداد کمی از ارکسترها می‌توانند این اثر را اجرا کنند.